پیشگفتار
چه یک مدیرِ ارشدِ اجرایی باشید یا یک مدیرِ میانی، نمیتوان انکار کرد که اندازهگیریِ بهرهوریِ توسعهدهندگان – چه برای درکِ عملکرد و چه برای هدایتِ بهبود – یک چالشِ دشوار است.
به عنوانِ نویسندگانِ چارچوبهایی مانند DevEx و SPACE، اغلب از ما توسطِ رهبرانِ مهندسی سؤال میشود: «چگونه میتوانیم به طور مؤثر بهرهوری را اندازهگیری کنیم؟» یا «بین DevEx، SPACE، و DORA، کدام یک را باید استفاده کنیم؟». رهبرانی که با آنها صحبت میکنیم گاهی ماهها یا حتی سالها را صرفِ تحلیلِ داشبوردها کردهاند، اما همچنان سردرگم هستند. یا شاید مجموعهی اولیهای از شاخصها را تعیین کردهاند، اما برای ایجاد هماهنگی و بهبودِ عملی دچارِ مشکل شدهاند.
برای سادهسازیِ این فضا، ما یک رویکردِ یکپارچه برای اندازهگیریِ بهرهوری توسعهدهندگان با نام DX Core 4 طراحی کردهایم. DX Core 4 شاملِ مفاهیمِ DORA، SPACE و DevEx است و چهار بُعد را در بر میگیرد: سرعت (speed)، اثربخشی (effectiveness)، کیفیت (quality)، و تأثیر بر کسبوکار (business impact). این چارچوب مجموعهای متمرکز از شاخصها را ارائه میدهد که در هر سازمانی با هر اندازهای به خوبی کار میکنند و میتوان آن را برای اهدافِ خاص با شاخصهای اضافی تکمیل کرد.
رویکرد ما در بیش از ۳۰۰ شرکت در حوزههای فناوری، مالی، خردهفروشی و داروسازی، پیادهسازی شده و نتایجِ موفقیتآمیزی به همراه داشته است، از جمله:
- افزایشِ ۳٪ تا ۱۲٪ در کاراییِ کلیِ مهندسی
- افزایشِ ۱۴٪ در زمانِ تحقیق و توسعهِ اختصاص یافته به توسعهی ویژگیها
- بهبودِ ۱۵٪ در امتیازاتِ تعامل کارکنان
پایهای برای بهبودهای دادهمحور
با دسترسی به دادهها و بینشهای مربوط به بهرهوری، رهبران میتوانند به سؤالات پیچیدهای دربارهی سازمانهای مهندسیِ خود پاسخ دهند، از جمله:
- چگونه میتوانیم سریعتر نوآوری کنیم و نرمافزار تولید کنیم؟
- مهمترین نقاطِ اصطکاک که باعثِ کندیِ مهندسان میشود کداماند؟
- آیا زمانِ توسعهدهندگان صرف فعالیتهایی میشود که بیشترین ارزش را ایجاد میکنند؟
DX Core 4 (جدول ۱) روشی عملی برای سازمانها ارائه میدهد تا به سرعت به بینشهایی قابلِ اقدام دربارهی این سؤالات دست یابند. ابعاد و شاخصهای DX Core 4 بر پایهی دههها تحقیق و روشهای اثباتشده از شرکتهای پیشرو در فناوریِ جهان استوار هستند.
ویژگیهای DX Core 4 که برای موفقیت ضروری هستند
چندبُعدی بودن. برای درکِ جامعِ توسعهی نرمافزار، ابعادِ متعددی مورد نیاز است، زیرا تغییر در یک بُعد، مانندِ سرعت، ممکن است بر دیگر ابعاد (مانندِ کیفیت یا اثربخشی) تأثیرِ منفی بگذارد. DX Core 4 شاملِ چهار بُعدِ متعادل با شاخصهایی است که DORA، SPACE و DevEx را در بر میگیرد.
پشتیبانی از تمامِ سطوحِ سازمان. شاخصهای DX Core 4 برای بحث و تصمیمگیری در تمامیِ سطوحِ سازمان، از اتاق هیئتمدیره تا تیمهای خطِ مقدم، مفید هستند. این هماهنگی بر اهدافِ مشخص تمرکز میکند و به هدایتِ اقدامات هماهنگ و بهبودها کمک میکند.
قابلِ استقرار در هفتهها، نه ماهها. سازمانها ممکن است ماهها یا حتی سالها را صرف ساختِ داشبوردهای شاخص کنند، بدون آنکه ارزشی از این تلاشها کسب کنند. DX Core 4 با استفاده از شاخصهای سیستمیِ آماده و دادههای خودگزارششده، زمان و هزینهی لازم برای اجرا را به حداقل میرساند.
اجتناب از ترس و بازیسازی. شاخصهای سرعت و بازده، اگر بهتنهایی استفاده شوند، اغلب باعثِ ایجادِ ترس و رفتارهای غیرسازنده از سوی توسعهدهندگان میشوند. DX Core 4 شاخصهای سرعت و خروجی را بهطورِ مساوی با شاخصِ تجربهی توسعهدهنده (DXI) و دادههای تجربی دیگر ترکیب میکند و بحثهای متوازنتری درباره بهرهوریِ توسعهدهندگان ارائه میدهد.
یکی از شاخصهای کلیدی DX Core 4، تعدادِ تغییراتِ هر توسعهدهنده (diffs per engineer)، به احتیاط نیاز دارد. ما در DX، همراه با بسیاری از متخصصانِ صنعت، بهطورِ گسترده دربارهی خطرات و چالشهای شاخصهای بازدهیِ مهندسی نوشتهایم.
با این وجود، دریافتهایم که شاخصِ تعدادِ تغییرات هر FTE (تمام وقت معادل) در صورت استفادهی محتاطانه، سیگنالی مفید است. بسیاری از سازمانهایی که با آنها کار کردهایم، و شرکتهای پیشروی فناوری مانند Meta، Microsoft و Uber، از این شاخص بهعنوان یک ورودیِ کلیدی برای درک و بهبودِ بهرهوری استفاده میکنند.
سه پیششرط برای استفاده موفق از شاخصِ تغییرات هر FTE وجود دارد:
- ترکیبِ آن با شاخصهای مخالف مانند شاخصِ تجربهی توسعهدهنده (DXI) برای ایجاد تعادل.
- عدمِ تعیینِ اهداف یا پاداشهایی که به این شاخص مرتبط باشند.
- ارتباطِ صحیح و معرفی شاخصها بهگونهای که منجر به سوءاستفاده نشود.
جمعآوری و تحلیلِ دادهها
شاخصهای DX Core 4 از طریقِ چندین روش جمعآوری میشوند که شاملِ شاخصهای سیستمی، خودگزارشی و نمونهگیریِ تجربی است، همانطور که در جدولِ ۲ زیر آمده است.
شاخصهای خودگزارشی اندازهگیریهای سریع و جامعی را در زمینههایی که شاخصهای سیستمی در دسترس نیستند یا کاربرد ندارند، فراهم میکنند. برای مثال، شاخصهای خودگزارشی برای اندازهگیریهای ادراکی تجربهی توسعهدهنده حیاتی هستند و برای جمعآوری دادههای مربوط به کیفیت نرمافزار که اندازهگیریِ آنها بهصورت عینی دشوار است نیز مفیدند.
شاخصهای سیستمی دادههای دقیق و مداومی ارائه میدهند، که آنها را به شکلِ ارجح اندازهگیری در صورت امکان تبدیل میکند. شاخصهای سیستمی برای جمعآوریِ دادههایی مانند تعداد تغییرات هر توسعهدهنده (diffs per engineer) که دادهها بهراحتی قابل استخراج هستند، بهخوبی کار میکنند. با این حال، در مواردِ دیگر، بهدست آوردن دادههای سیستمی انتها به انتها میتواند دشوار باشد و نیاز به ابزارسازی و نرمالسازی دادهها در ابزارها و تیمهای مختلف داشته باشد.
برای مثال، زمانِ بازیابی استقرارِ ناموفق یک شاخص است که توصیه میکنیم یا از طریقِ خودگزارشی یا از طریقِ سیستمها، بسته به سازمان، جمعآوری شود. یک استارتاپِ کوچک ممکن است بتواند با استفاده از یک ابزار پیگیریِ مسائل مانند Jira بهسرعت اندازهگیری کند، درحالیکه یک سازمانِ بزرگتر احتمالاً نیاز دارد دادهها را در سیستمهای مختلف مرتبط کند تا دیدِ کاملی از سیستم بهدست آورد. این ممکن است فرآیندی طولانی باشد، درحالیکه جمعآوری دادههای خودگزارشی میتواند بهسرعت یک خط پایه فراهم کند.
نمونهگیری تجربی روشی برای جمعآوری دادههای خودگزارشی از توسعهدهندگان در حالی است که آنها در جریان کار هستند. این روش دادههای هدفمندی را ارائه میدهد که میتوان آنها را به رفتارها یا وظایف خاص مرتبط کرد. برای مثال، نمونهگیری تجربی راهی بسیار مؤثر برای اندازهگیری صرفهجوییهای زمانی مشخص است که از طریق ابزارهایی مانند Copilot به دست میآیند.
با استفاده از دادههای جمعآوریشده از طریق هر سه روش، سازمانها میتوانند کاملترین تصویر از بهرهوری توسعهدهندگان را به دست آورند. در حالی که شروع زودهنگام برای بهرهمندی از دادههای سیستمی مهم است، سازمانها باید با استفاده از دادههای خودگزارشی پایههای اولیه را ایجاد کنند و در عین حال، تلاش برای ساخت شاخصهای مبتنی بر سیستم را به تعویق نیندازند.
شروع کار
شرکتها تحت فشار فزایندهای قرار دارند تا بهرهوری توسعهدهندگان را اندازهگیری و بهبود بخشند، زیرا بازارها تمرکز بیشتری بر رشد کارآمد و بازده سرمایهگذاری (ROI) دارند.
همزمان، صنعت در چند سال گذشته یک تغییر پارادایم را تجربه کرده است. کار از راه دور و ترکیبی به هنجار تبدیل شده است و پیشرفتهای سریع ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه توسعه نرمافزار هستند. رهبران با پرسشهای بزرگی روبهرو هستند که باید به آنها پاسخ دهند تا اقدامات درستی انجام دهند، این تغییرات را مدیریت کنند و در بازار رقابتی باقی بمانند.
با وجود اهمیت حیاتی این پرسشها، شرکتها نباید احساس کنند که برای دستیابی به پاسخهای مبتنی بر داده باید تغییرات اساسی و گستردهای را شروع کنند. شاخصهای DX Core 4 طراحی شدهاند تا به شما کمک کنند به سرعت با استفاده از دادههای موجود شروع کنید و نیاز به سیستمهای سفارشی پرهزینه یا زمانبر را برطرف کنید.
ایجاد خط پایه از همین حالا. شروع جمعآوری دادههای پایه باید فوراً انجام شود و برای بسیاری از سازمانها این به معنای جمعآوری دادههای خودگزارشی در حالی است که تلاشها برای ثبت و همبستهسازی دادههای سیستمی در حال انجام است. در نبود اندازهگیریهای کامل سیستمی، شاخصهای خودگزارشی میتوانند نسبتاً سریع (مثلاً ظرف چند هفته) دید جامعی از سازمان مهندسی ارائه دهند.
کوچک شروع کنید. به دادهها نگاه کنید تا مشکلات رایج و زمینههای بهبود را شناسایی کنید. تغییراتی را که بیشترین تأثیر را خواهند داشت مشخص کنید و تلاش کنید تا این ابتکارات با کمترین اثرگذاری اجرا شوند تا در میان دادهها گم نشوید.
شفاف با تیمها و رهبران خود ارتباط برقرار کنید. شاخصهای DX Core 4 به همان اندازه که برای تیمهای توسعهدهنده مفید هستند، برای کسبوکار نیز اهمیت دارند. برنامهای تهیه کنید که چگونگی جمعآوری و استفاده از این شاخصها را برای همه اعضای سازمان توضیح دهد.
داشتن یک سازمان مهندسی کارآمد و مؤثر بیش از هر زمان دیگری برای موفقیت در بازار ضروری است. DX Core 4 مسیر اثباتشدهای را برای درک و بهینهسازی بهرهوری ارائه میدهد تا تأثیر بالاتری را از هر توسعهدهنده به دست آورد.
DX Core 4 با موفقیت در صدها سازمان در حوزههای فناوری، خدمات مالی، کالاهای مصرفی و داروسازی اجرا شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد DX Core 4 و پلتفرم DX، لطفاً با یکی از نمایندگان DX تماس بگیرید.